یه روز یه ابادانیه که اسمش ممد بوده با یه تهرانیه که اسمش علی بوده می رن سربازی اونجا باهم دوست می شن وقتی دوره ی سربازی تموم می شه .
ممد به علی می گه ببین علی دوره ی سربازی تموم شد ولی دوستیه ما تموم نمی شه هر وقت زن خواستی بیا ابادان من برات زن پیدا می کنم .علی هم به ممد می گه هر وقت کار خواستی بیا تهران من برات کار پیدا می کنم
می گذره و یه روز علی حوس زن گرفتن می کنه می ره ابادان خونه ی ممد و پیدا می کنه .سلام و احوال پرسی و....
ممد دخترای زیادیو به علی نشون می ده ولی هیچکدومو نمی پسنده اخر خسته می شه و تصمیم می گیره برگرده که می بینه یه دختر زیبا ازدر همسایه بغلی می یادبیرون به ممد می گه من این دخترو می خوام
ممد اصلا به روی خودش نمی یاره که اون نامزده خودشه پنهانی با دو خانواده صحبت می کنه
دست دخترو می ذاره تو دست علی می فرسته تهران
یه روز وضع ممد خراب می شه مادرش می گه نامزدتو دادی رفت پس برو تهران به علی بگو برات کار پیدا کنه.
ممد می ره تهران میگرده خونه ی علی رو پیدا می کنه می بینه چه خونه ای خونه نیست باغه. زنگ
می زنه علی می گه کیه ممد می گه منم ممد. گفته بودی برام کار پیدا می کنی علی می گه من اصلا ممد نمی شناسم خلاصه هرچی از این اصرار از اون انکار
بالاخره خسته می شه می ره می شینه تو پارک جلوی خونه با خودش فکر می کنه وقتی رفت ابادان می گم دوستم برام کار پیدا کرد من نخواستم نمی گم دوستم نامرد بود
تواین فکرابود که یهو دید دوتا دزد دارن می یان با خودش می گه الان هم می یان کتکم می زنن هم پولامو ور می دارن بذار خودم برم بهشون بدم
می ره پیش دزدا وقتی اونا وضع اینو می بینن پولاییو که قبلا دزدیده بودنمی دن به ممد
ممد می ره حموم یه دست کت شلوار می گیره می خوادبره خونشون که می بینه یه خانم مسنی با یه ماشینه گرون قیمت می اد طرفش بهش می گه ببین خانم من شهرستانیم زود گول می خورم بیا برو منو ول کن
زنه می گه من از تو خوشم اومده یه فروشگاه زنجیره ای دارم بیا اونجا کار کن
ممد می ره و از برکت دستش روز به روز کار بهتر می شه
یه روز زنه می گه بیا دختر منو بگیر خلاصه عروسی می کنن و یه روز زن ممد می گه یه مجلس شراب خوری تو بالا شهره می یای بریم ممد می گه بریم
می رن اونجا علی و زنشو می بینن
ممد می گه ساقیه اول من
بخورید به سلامتیه دوستی که رفیق نبود و نارفیق بود
بخورید به سلامته دزدایی که به من پول دادن
بخورید به سلامتیه خانومی که به من کار داد و دخترش زن من شد
علی می گه ساقیه دوم من
بخورید به سلامتیه اون دوتا ادمی که دزد نبودن من فرستادمشون
بخورید به سلامتیه اون زنی که مادرم بود واون دختری که خواهرم بود
نظر یادتون نره
Copyright © 2009 All rights reserved © Power By: rikhtopash.com