تبليغاتX
زمزمه ی افتاب
وضعیت مدیر
مطالب قبلی
نویسندگان وبلاگ
جستجو در وبلاگ

  

آرشیو وبلاگ

» پرداخت شد

پسرک یک شب به آشپزخانه رفت و کاغذی را به مادرش داد . مادر دست هایش را خشک کرد و  کاغذ را گرفت و فهرست بلند بالایی را روی آن دید  .

برای زدن چمنها : ۵ دلار

برای تمیز کردن اتاق : ۱ دلار

برای خرید از مغازه : ۵۰ سنت

برای نگهداری از بچه : ۲۵ سنت

برای بردن آشغال ها : ۱ دلار

برای گرفتن کارت صد آفرین : ۵ دلار

برای تمیز کردن حیات : ۲ دلار

جمع: ۱۴دلار

این مادر قلمی را برداشت و پشت کاغذ پسرک نوشت :

برای نه ماهی که تو را در شکمم حمل کردن : بدون هزینه

برای تمامی شبهایی که بالای سرت بیدار نشستم و از تو پرستاری کردم : بدون هزینه

تمامی دورانی که برایت تقلا کردم و به خاطرت اشک ریختم : بدون هزینه

خریدن اسباب بازی : بدون هزینه

پختن غذا : بدون هزینه

پاک کردن بینی تو : بدون هزینه

جمع : بدون هزینه

و نهایتا قیمت عشق حقیقی : بدون هزینه

پسرک اینها را خواند ، حسابی  اشکش در آمد . قلم را از دست مادرش گرفت و زیر همه آن ها نوشت : (( تمامی هزینه ها پرداخت شد ! ))

 

 

  نويسنده: هلیا  تاریخ: چهارشنبه 5 تیر1387  موضوع:    لینک ثابت